40: «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب»
مارس 22, 2008

نقد و معرفي اي-بوك / يار مهربان2: «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب»، قصه هاي مثنوي مولوي (جلد چهارم)
مهدي آذريزدي / انتشارات شكوفه (وابسته به انتشارات اميركبير) / تهران / 1381 / چاپ بيست و ششم / 140 صفحه
راستي را اگر كتاب نبود / علم جز نقش روي آب نبود
جلد اول «قصه هاي خوب»، نخستين بار در پاييز 1336 چاپ شد. اين كتاب براي گروه سني «ج» (چهارم و پنجم دبستان) و «د» (دوره ي راهنمايي) و شامل 24 داستان كامل و مجزا، برگرفته از حكايت هاي شيرين و آموزنده ي «مثنوي مولوي» است. كتاب با پيشگفتار «چند كلمه با بچه ها»، و توضيح مختصري درباره ي «شعر مثنوي» و «مولانا»، آغاز مي شود و با «چند كلمه با بزرگ ها» پايان مي يابد. نگارنده در فصل آخر، شيوه ي نگارش شان را توضيح داده اند و آورده اند كه در اثر خود از دو كتاب «بانگ ناي» - «سيد محمدعلي جمالزاده»- و «مآخذ قصص و تمثيلات مثنوي» - «استاد بديع الزمان فروزانفر» - بهره گرفته اند. داستان ها چنان ساده و شيرين نوشته شده اند، كه هر چند بار هم كه آن ها را خوانده و شنيده باشيم، باز هم از خواندن آن ها بسيار لذت مي بريم و مي آموزيم. «دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن» در مجلس نكوداشت نويسنده ي اين كتاب مي گويند:
«… كسي كه قديمي ترين ارتباط را با آذر يزدي داشته است من بوده ام. گمان نمي كنم در زير اين سقف كس ديگري باشد كه به اندازه ي من، در طي دوراني دراز، ارتباط دوستانه با اين مرد داشته باشد … من در آن زمان هفده، هجده ساله بودم و در سال سوم متوسطه در دبيرستان «دينياري» درس مي خواندم كه با آذر يزدي آشنا شدم. سه موضوع با هم تقارن پيدا كرد كه براي من به قول روزنامه نويس ها سرنوشت ساز بود. يكي آن كه من به سن كتاب خواندن رسيده بودم. دوم آن كه آذر، كتابفروشي يزد را همان سال يا يك سال قبل از آن در بازار «خان» افتتاح كرده بود. سوم آن كه زمان مقارن شد با اشغال ايران از جانب قواي متفقين و رفتن رضاشاه … هر روز بعد از تعطيل مدارس همراه دوستان به كتابفروشي آذر مي رفتيم. او هميشه جلوي پيشخوان ايستاده بود. وي يك كتابفروش عادي نبود. او كسي بود كه ارتباط معنوي با مشتري ايجاد مي كرد و يك فضاي دوستانه در كار بود … آن لحظات پرشوقي كه كتاب تازه اي مي رسيد آذر در انتخاب به ما كمك مي كرد … انتظار ما از كتاب كسب تجربه از بزرگان بو د… كتاب هنوز مهم ترين منبع براي كسب معلومات محكم است … راديو و تلويزيون نمي تواند براي مردم استخوان بندي فكري ايجاد كند.
… آذر به عنوان كتابفروش شناخته نمي شد، بلكه يك فرد صاحب سبك و يك فرد متفكر بود، فردي كه بيشتر از بسياري از مراجعاتش در كار و انديشه كتاب بود. من كسي كه اين قدر عاشقانه با كتاب و كاغذ برخورد كند، نديده ام … من خيلي به كتاب خواندن وفادار نماندم، و به كارهاي ديگر پرداختم، ولي آذر به سر عهد خود باقي است. ما الان يك صندوقچه خاطره هستيم و با آن زندگي مي كنيم. «بودلر» شاعر فرانسوي مي گويد: «من آن قدر خاطره دارم كه گويي هزار سالم است.» … خاطره ها پشت سر هم مي آيند و رنگ مي گيرند و رنگ مي بازند. شخص در هر شغل و مقامي كه باشد بايد به نهايت استعداد خود را بشكفاند.»
براي بارگزاري / download كتاب، به اين صفحه برويد. كمي صبر كنيد تا صفحه كاملاً بارگزاري شود. گزينه ي «Download via GlobalCrossing #2» را از ميان گزينه هاي بالاي صفحه انتخاب كنيد. در كادر مستطيل كوچك مقابل كلمه ي «here»، حروف انگليسي را كه در بالاي آن مي بينيد وارد كنيد و تب / Tab كنار آن را كليك كنيد. نسخه اي كه بارگزاري مي كنيد به شكل فشرده / zip و در برنامه ي «WinRAR» است. يا مي توانيد به اين صفحه برويد، روي نام كتاب، «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» كليك كنيد، تا وارد جدول بارگزاري شويد. در جدول، گزينه ي Free را انتخاب كنيد. برنامه ي «WinRAR» را مي توانيد به صورت رايگان از اين جا بارگزاري كنيد.
در تارنگار «free download ebook»، كتاب هاي الكترونيكي با موضوعات مختلف و در زمينه هاي گوناگون، شبكه و رايانه، برنامه نويسي، ديني، اقتصاد، ادبي، علمي، كودك و نوجوان، به زبان فارسي ارائه شده است.
زندگي نامه ي بسيار جالب و خواندني نويسنده ي اين كتاب را در تارنماي «مهدي آذريزدي»، به قلم خود ايشان بخوانيد و با اين پدربزرگ مهربان قصه گو، بيشتر آشنا شويد. در آن جا مي توانيد شعرهاي زيباي ايشان، مانند «ريش بهلول» و شعر زيباي «كتاب» را نيز بخوانيد.







مارس 23, 2008 at 4:12 ق.ظ
سلام رامن عزيزم
فرا رسيدن عيد نوروز را به شما و خانواده بزرگوارتان تبريگ مي گويم.اميدوارم سالي پر از سرور، سلامتي، موفقيت و شادكامي داشته باشيد.
شاد و پيروز باشيد.
مارس 23, 2008 at 1:12 ب.ظ
رامن جان من یزد زندگی میکنم و از اونجایی که مادرم نویسنده کتاب کودکان هست و با جناب آذر یزدی دوست صمیمی هستن چند بار خدمتشون رسیدم واقعا انسان شریفی هستن و فکر نکنم هیچ کس به اندازه ایشون ، کتاب خونده باشه شاید باورت نشه تو اتاقشون انبوهی از کتاب بود به طوری که تخت خوابشون از کتاب درست شده بود!!زندگی جالبی دارن…
راستی مطلب جدید هم گذاشتم خوشحال میشم نظرت رو بدونم.
http://mixxup.wordpress.com
مارس 23, 2008 at 3:18 ب.ظ
اين كتابي كه تو معرفي كردي از بهترين دوستان كتابخانه ام است. با اين پست تو من دوباره مهمان قصه هاي “مهدي آذر يزدي” شدم.
سپاس
مارس 23, 2008 at 3:37 ب.ظ
سلام

كجايي رامن؟؟
سال نو مبارك
مارس 24, 2008 at 4:02 ق.ظ
سلام …
قبل از هر چیز سال نو رو تبریک میگم.
خیلی جالب بود.شناخت زیادی از آذریزدی نداشتم… ممنون از اطلاعات خوبت.
سال خوبی داشته باشی …
مارس 25, 2008 at 1:00 ب.ظ
سلام
اين مطلبت هم بسيار عالي بود. گذاشتمش توي بالاترين:
https://balatarin.com/permlink/2008/3/25/1258094
من از همه ي زحمت ها و مهرباني هاي تان خيلي خيلي ممنونم. فقط خدا مي دونه كه چقدر خوش حال شدم. دست تان درد نكنه. شما امشب به من دو تا عيدي خيلي بزرگ دادين و من هيچ وقت يادم نمي رود. اميدوارم بتونم يه روز مهرباني هاي تان را جبران كنم.
مارس 25, 2008 at 3:12 ب.ظ
درور به دوست خوبم
سال نو بر تو و حانواده گرامي ات حجسته
اميدوارم سالي پراميد داشته باشي
مارس 25, 2008 at 4:42 ب.ظ
سلام رامن عزیز.ببخشید اگر مدتی نشد بیام اینجا البته مطالب رو از ریدر می خوندم.من هم سال نو رو به تو و خانواده محترمت تبریک می گم.امید وارم سال خیلی خوب و پر از موفقیت باشه برات.سال جدید رو هم که با پست های خیلی خوبی شروع کردی.امیدوارم تا آخر همین طوری ادامه بدی.من از کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب خیلی خیلی خاطره دارم.شاید اولین کتاب هایی که تو زندگیم در دورانن بچگیم خوندم و عجیب بود که تو کتاب فروشی ها خیلی وقت بود ندیده بودم.الان که این پست رو دیدم خیلی خوشحال شدم که می تونم این کتاب رو دانلود کنم.ممنون
مارس 27, 2008 at 4:39 ب.ظ
آخی، یادش بخیر، منم وقتی کوچیک بودم میخوندمشون، چقدر قصه سلمان کر و شعبان کر به نظرم خنده دار میومد.
مارس 28, 2008 at 5:22 ق.ظ
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون شب هيچي نيومد
مارس 28, 2008 at 6:51 ب.ظ
با درود و شادباش اين نوروز باستاني
عزيز دلم بسيار خرسندم يك نوجوان خوش قلم مانند تو مي تواند اين گونه بنويسد. آفرين به تو دوست نوجوان. قلم پخته اي داري.راستي اگر دوست داشتي سري به تارنگار من بزن. به كارت خواهد آمد. اگر اجازه دهي مي خواهم مقاله اي درباره ي تو بنويسم كه به زودي منتشر شود
مارس 29, 2008 at 3:50 ق.ظ
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رامن بازم هيچ فايلي ضميمش نبود
فعلا
مارس 29, 2008 at 2:14 ب.ظ
ممنون از مطالب خوبت. اگه مايل باشي باهم بلينكيم
dd
مارس 30, 2008 at 5:22 ب.ظ
سلام رامن جان. هنوز گیج راه و سفر هستم یادم نیست تبریک گفتم یانه. تبریک نوروز چیزیه که تکرارش هم دلنشینه. سال خوبی داشته باشی. از مطالبت استفاده می کنم.
مارس 31, 2008 at 4:16 ق.ظ
سلام رامن جان فايل رسيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 2, 2008 at 5:31 ق.ظ
سلام رامن عزیز
خیلی عذر می خواهم بابت این همه مدت تاخیر
مسافرت بودم (از همان 25 اسفند تا 14 فروردین)
خیلی دلم برای شما و وبلاگ تان تنگ شد
نظرات شما را با موبایل می خواندنم …
ابتدا سال جدید را به شما تبریک می گویم امیدوارم سالی از شادی داشته باشید…
شاد و موفق در پناه خدا…
آوریل 2, 2008 at 11:17 ق.ظ
رامن عزیز. اولا سال نو مبارک. امیدوارم سال 87 پر از تجربهةای خوب و بهیادماندنی باشد به علاوه یهعالمه امید. من این کتابا رو دارم. 4 جلد هستند ظاهرا. یادمه که در دوران نوجوانی چقدر از خوندنشون لذت میبردم. ممنون از معرفی، خصوصا تارنمای آقای آذریزدی
آوریل 2, 2008 at 2:01 ب.ظ
درود و 200 بدرود!
سپاس و 200 سپاس!
همیشه خاطرات کئودکی با تو مرور می شود رامن جان …
مژدگانی که گل از غنچه برون می آید…
سال نو مبارک!
آوریل 2, 2008 at 2:01 ب.ظ
درود و 200 بدرود!
سپاس و 200 سپاس!
همیشه خاطرات کودکی با تو مرور می شود رامن جان …
مژدگانی که گل از غنچه برون می آید…
سال نو مبارک!